|
|
|
| |
| |
گندم
قيمت فروش : 85,000ريال
داستانی زیبا و پر از فراز و نشیبهای عاشقانه که خواننده را تا پایان داستان مجذوب خود میکند.
قسمتی از داستان: ... های مش صفر! - بله آقا - اگه کسی پرسید این دو تا کجا رفتن چی میگی؟ «مش صفر که میخندید گفت» - چی باید بگم آقا؟ - میگی آقا کامیار و آقا سامان تا از گاراژ اومدن بیرون، یه پیرزن رو دیدن که یه عالمه بار دستشه. اونام سوارش کردن و بردن برسوننش خونهش! - بله آقا - آفرین! یادت نره که جاسوسی، بیجاسوسی! - آخه آقا ما سختهمونه که دروغ بگیم! - چطور موقعی که زنبیل کلفت این خونه بغلی رو براش تا توی خونهشون میبری و به کوکب خانم میگی پاهام درد میکنه و جون دو تا قدم راه رفتن رو ندارم، سختت نیس که دروغ بگی؟! «مش صفر که یه دفعه رنگش پرید گفت» - اِ...! چرا داد میزنی آقا کامیار؟! - خب جوابمو بده دیگه! - ترو خدا داد نزن الان این ضعیفه میشنوه و یه الم شنگه به پا میکنه! چشم! چشم! هر چی شما بگین، منم همونو میگم! خوبه؟ - آفرین حالا دیدی دروغ گفتن زیادم سخت نیس ...
| تعداد صفحه: 511 |
|
نوبت چاپ: 10 |
|
|
|
|
| قطع:
رقعی |
|
نویسنده:
م مودب پور |
|
|
| | |
| |
|
|