مشاهده فهرست مطالب این کتاب
یادداشت مترجمپیش گفتار
مقدمه
فرم و محتوا در فلسفه زیمل درباره زندگی
بخش نخست : دین و مدرنیته
1 – پرسش از ایده های بنیادی دینی و علم مدرن (1909)
2 – مسئله دین در جهان امروز (1911)
3 – تضاد فرهنگ مردن (1918)
بخش دوم : دین و تشخیص
4 – درباره رستگاری روح (1903)
5 – دین و تناقصات زندگی(1904)
6 – تشخیص خدا (1911)
بخش سوم : دین و هنر
7 – مسیحیت و هنر (1907)
8 – هنر دینی رامبرانت (1914)
بخش چهارم : روش شناسی دین
9 – در آمدی بر جامعه شناسی دین (1898)
10 – درآمدی بر شناخت شناسی دین (1902)
بخش پنجم : به سوی چشم اندازی گسترده تر درباره دین
11 – دین (1912(1906))
1 – دین و جهان فرم های وجود (اگزیستانس)
2 – دین و روابط اجتماعی
3 – دین و وحدت گروهی
4 – دین و رشد خود
5 – قابلیت منسجم کننده دین
نمایه اسامی
نمایه موضوعی
در متونی که در این اثر ارائه می شود دین و مدرنیته، دین و تشخص، دین و هنر، روش شناسی دین و...،گئورگ زیمل دین را قلمرو معینی از واقعیت مانند حکومت یا اقتصاد نمی شمرد، بلکه او آن را نگرش یا دیدگاه - شیوه نگریستنی به جهان چونان کل- تلقی می کند. معهذا او دین را به مجموعه ای از احساسات سوبژکتیو که فقط درون فرد روی می دهد تقلیل نمی دهد، از نظر او دین مانند هنر، قلمرو سومی را بر می سازد، که میان سوژه و ابژه وجود دارد دین همواره عینیت یافتن (ابژکتیو شدن) سوژه است و بنابراین جایگاهش فراتر از آن واقعیتی است که به ابژه به معنای دقیق کلمه یا به سوژه یا به معنای دقیق کلمه اسناد می شود. زیمل واقعیت را تقسیم شده در میان امر سوبژکتیو و امر ابژکتیو می داند ولی لازم نیست که گسستی میان این دو رخ دهد قلمرو سوم که باتعادل آدمیان پدید می آید می تواند به مثابه پلی عمل کند بنابراین هر شخص مذهبی چیزی مانند کشیش اعظم- سازنده پل- است تا آن جا که سهمی در ساختن آن دارد. به این ترتیب این معنای دین دست کم مطابق با ریشه شناسی ای که از روزگار آگوستین به ارث رسیده است: لغت لاتینی Religare به معنای دوباره وصل کردن چیزی که شکافته شده است .
گئورگ زیمل اهمیت فزاینده عامل سوبژکتیو در جامعه را یک قرن پیش تشخیص داد. مردمی با استاندارد معیشتی بالا در کل گزینه های بیشتری دارند تا پیشینیان شان که رفاه کمتری داشتند در نتیجه نگرش آن ها خواه خوش بینانه یا بد بینانه بر ساخت واقعیت توسط ایشان اثر بیشتری دارد تا آن اثری که اگر آنان آزادی کمتر یا انتخاب های کمتری داشتند می داشت. در عین حال اشخاص بسیاری که در جوامع بسیار صنعتی زندگی می کنند در محرومیتی سهیم هستند که ناشی از جهانی است که به نظر می رسد هستی مستقل خودش را دارد، بدون در نظر گرفتن انسان هایی که آن را پدید آورده اند .