|
|
|
| |
| |
مردی که گورش گم شد
(متاسفانه در حال حاضر امكان سفارش اين كالا به دليل اتمام
موجودي وجود ندارد.)
مشاهده فهرست مطالب این کتاب
- روزه ات را با گیلاس باز کن- آن ها چه جوری می گریند؟ - چشم های آبی عمو اسد - صف دراز مورچگان - مردی که گورش گم شد - ماه بر گور می تابید - مردها کی از گورستان می آیند؟
* برنده تندیس بهترین مجموعه داستان سال 1386 از دومین دوره جایزه ادبی روزی روزگاری *
حافظ خیاوی در مجموعه مردی که گورش گم شد در هر داستان دنیایی ساخته که مردمانش با سنت و مذهب و خرافات آمیخته اند ، راوی هایی دارد که اکثرا نو جوان ها و جوان هایی هستند ساده دل که عمدتا از مسایل جنسی رنج می برند
در دنیایی محدود به آن چه دیده اند و با اطلاعاتی محدود مبتنی بر سنت و بومی گرایی با تمام خواص زندگی در جغرافیایی خاص – مشکین شهری که خیاوی می سازد – دست به گریبانند .
نگاه خوب نویسنده به جزییات زندگی و رفتار مردم و ارایه المان هایی از گویش ، نوع غذا و شکل عزلداری و مذهب شخصیت ها فضایی ترسیم می کند که فقط به خالق خود آن مکان تعلق دارد – حافظ خیاوی – تعلق دارد.
در کلیت فضای مجموعه ، انسان مد نظر است و انسان ، خواست ها در برابر ناتوانایی های ویژه ، گریز از تنهایی و کشف و مبارزه با مسایلی که روان شخصیت ها را زجر می دهد دستمایه اکثر داستان هاست. به نوعی جدا از نگاه روانشناختی به این مجموعه می توان گفت داستان های خیاوی در این مجموعه داستان شخصیت است و بس ؛ و این گفته هنری جیمز در ذهن تداعی می شود که داستان مگر چیست به جز خلق شخصیت!
| تعداد صفحه: 96 |
|
نوبت چاپ: 4 |
|
|
|
|
| قطع:
رقعی |
|
نویسنده:
حافظ خیاوی |
|
|
| | |
| |
|
|