|
|
|
| |
| |
شبی که ستاره اش را گم کرده بود
قيمت فروش : 22,000ريال
مشاهده فهرست مطالب این کتاب
شام سردشبی که ستاره اش را گم کرده بود امشب او مرا دیده است مانوش و پیغام کلاغ ها بگذار آب همه دنیا را ببرد بعداز ظهر تابستان در پنهانی ترین لحظه ها دایره هرمسی عکس های جدید جوزف آدیوس
مامور شماره یک، یک هم عینک دارد، هم ریش و سبیل، پیش از آن که برود، همه جرم هایم را برای چندمین بار یکی پس از دیگری می شمارد و کلی خط و نشان برایم می کشد. می گوید: «این از ریخت و قیافه و سر و لباست، این هم از نجابت و وفاداری به شوهر بیچاره ات! خجالت نکشیدی با یک لندهور دراز بی غربت...؟» می خواهم بگویم :«مگر چه کرده ام با یک به قول شما لندهور دراز بی غیرت؟ تازه نشسته بودیم کمی گپ بزنیم بعد از هزار سال با هم ! تازه داشتیم چای و لیمو با پای سیب می خوردیم که آن طور حمله کردید و ...» اما چیزی نمی گویم. انکار سکوتم بیش تر عصبی اش میکند. دوباره می گوید:«بگذار راحتت کنم :اشهدت را بگو که خلاصی! اولین سنگ را خودم می گویم توی فرق سرت...»
| تعداد صفحه: 104 |
|
نوبت چاپ: 1 |
|
|
|
|
| قطع:
رقعی |
|
نویسنده:
ناهید کبیری |
|
|
| | |
| |
|
|