|
|
|
| |
| |
سهم من
قيمت فروش : 110,000ريال
... احمد پرید وسط اتاق و با پشت دست چنان به دهانم کوفت که مزه شوری خون تمام دهانم را پر کرد. دیوانه شده بودم، فریاد زدم: - مگه دروغ میگم؟ خودم دیدم، شوهرش خانه نبود یواشکی رفت تو خونشون، تازه دفعه اولش هم نیست. مشت دیگری به زیر چشمم خورد، سرم گیج رفت، ستارههایی جلوی چشمهایم درخشیدن گرفت، برای یک لحظه فکر کردم کور شدهام، خانم جون فریاد زد: - خفه شو دختر، حیا کن. - حالا اگه به شوهرش نگفتم. خانم جون پرید جلوی دهانم را گرفت و گفت: - مگه نگفتم خفه شو! بازم سرم را از دستهایش بیرون آوردم و با تمام خشمی که ناتوانیم آن را چندین برابر کرده بود فریاد زدم: - مگه شما نمیفهمین هر شب مست میآد خونه، تا حالا دو دفعه برای چاقوکشی بردنش کلانتری. اینا آبروریزی نیست، آنوقت من بیچاره که یه قرص توی داروخانه خوردم آبروریزی کردم. دو سیلی پیاپی تا داخل گوشم را به درد آورد، ولی دست خودم نبود، نمیتوانستم آرام بگیرم. ...
| تعداد صفحه: 525 |
|
نوبت چاپ: 12 |
|
|
|
|
| | |
| |
|
|