|
|
|
| |
| |
سرمه
قيمت فروش : 115,000ريال
**قسمتی از این رمان زیبا**
تو یه خونواده تحصیلکرده به دنیا اومدم. از اول عمرم با کتاب و درس و بحثهای فلسفی، روش رفتار انسانی، اهمیت دادن به نوع بشر و احترام به شعور و طرز فکر آدمها رشد کردم. ذهن من و خواهرم در قرنطینه پدر و مادری که نسل اندر نسل پزشک بودن پر از نکته های بهداشتی جسمی و روحی می شد. دنیای ما با دنیای مردم عادی فرق داشت. مدرسه مخصوص بچه های تیز هوش می رفتیم و توی خونه هم تحت نظر بودیم. اما همه خوشبختی و خوشبینی ما تا وقتی بود که پا به دانشگاه و محیط بزرگ تر نگذاشته بودیم و فقط راه مدرسه تا خونه رو بلد بودیم. قبول شدن در رشته پزشکی برای من که در خانواده ای فرهنگی به دنیا امده بودم کسی رو متعجب نکرد. پدرم خوشحال نشد و مادرم هم تظاهر کرد کار مهمی انجام نداده ام . در حقیقت درس خواندن من و خواهرم وظیفه سنگینی بود که از نسلهای گذشته روی دوشمون گذاشته شده بود. ما چاره ای جز ادامه راه گذشتگاه نداشتیم . وارد دانشگاه که شدیم فقط خواهرم که اون موقع دبیرستانی بود. بهم تبریک گفت. سال دوم به اولین دختری که بهم لبخند زد علاقمند شدم و خیلی سریع تصمیم به ازدواج گرفتم ...
| تعداد صفحه: 776 |
|
نوبت چاپ: 1 |
|
|
|
|
| | |
| |
|
|