|
|
|
| |
| |
سال بلوا
(متاسفانه در حال حاضر امكان سفارش اين كالا به دليل اتمام
موجودي وجود ندارد.)
«گفتم آب ، و ساعت لنگریمان گفت دنگ دنگ دنگ.»
فاصله ها از میان برداشته شده اند و حال و گذشته درهم آمیخته اند :حسینای مسحور شده با زلفی آشفته ایستاده است ، اما نه بر پله های شهرداری که در ذهن نوشافرین؛ دکتر معصوم طناب دار حسینا را می بافد و با قنداق موزر به مغز نوشافرین می کوبد :سرهنگ در پی پیمودن پله های ترقی از شیراز به سنگسر می افتد؛ ملکوم آلمانی در کار ساختن یک پل بزرگ از کوه پیغمبران به کافر قلعه است ؛ و سروان خسروی در پی آن است که همه کوه های شهر به خیابان خسروی ختم شوند .اما همه یک داغ به پیشانی دارند؛ همان که سال بلوا را آغاز می کند .همان که همه ناچار به انتخابش بوده اند . و مقصر کیست وقتی بازی و بازیگر یگانه نیست ؟
آمیختگی اسطوره با دنیای امروز ما ، شگرد عباس معروفی است . و اکنون اساطیر دیگری پیش روی ما قرار دارند : سیاوش ،حسین ، و اسماعیل .قربانیان سه فرهنگ .
| تعداد صفحه: 342 |
|
نوبت چاپ: 8 |
|
|
|
|
| قطع:
رقعی |
|
نویسنده:
عباس معروفی |
|
|
| | |
| |
|
|