مشاهده فهرست مطالب این کتاب
مقدمه مترجم همسایه ها
آنها شوهر تو نیستند
ویتامین
به زنها بگو ما می رویم
مردم ازارها
در سانفرانسیسکو چه میکنی؟
سیراب شیردان مکزیکی
پرها
پاکت شیرینی
وقتی از عشق حرف می زنیم از چه میگوییم
از جایی تلفن میکنم
همه چیز به او چسبیده
راستیف چرا؟
تب
یک چیز دیگر
همین که گفتم
چی دوست داری ببینی؟
سومین چیزی که پدرم را کشت
مثل اب خوردن
ارامش
اقای ابدارچی و اقای تعمیرکار
در اثار کارور طعم گس تنهایی موج می زند و ادمهای او سرگشته اند و محزون.
نه اعتراض می کنند ونه جسارتی . دست روی دست می گذارند و شب و روز را با سفر پیمانه میکنند.
دنیای کارور استیصال ادمهای درمانده در اتوپیای نیم بند است . ادمهایی که همه جا پیدا می شوند.