پیشگفتار درباره مولانا و مثنوی
از دفتر اول مثنوی
بشنو، این نی چون شکایت می کند
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
چون فضا آید ، شود دانش به خواب
دانه پنهان کن ، به کلی دام شو
گفت: در ظلمت دل روشن بسی است
ماسبو ها پر به دجله می بریم
آن صفای آینه وصف دل است
از دفتر دوم مثنوی
هر که عاشق تر بود بر بانگ آب
او زننگ عاقلان دیوان شد
از محبت تلخ ها شیرین شود
هر چه می خواهد دل تنگت ، بگو
من اگر با عقل و با امکانمی
مات اویم ، مات اویم، مات او
آخر، از گور دل خود برترآ
از دفتر سوم مثنوی
من نخواهم چشم، زودم کور کن
که : منم طاووس علیین شده
آب را دیدی ؟ نگر در آب آب
می رود بی چون ، نهان در شکل چون
گفت : از احمق گریزان ، برو
ماهیان را ، بحر نگذارد برون
عاشقان را ، شد مدرس حسن دوست
از دفتر چهارم مثنوی
روشنی بر دفتر چارم بریز
آب بریم جو، مجو در خشک جو
گفت : زبن سو بوی یاری می رسد
از دفتر پنجم مثنوی
بر مکن پر را و دل بر کن از او
حق بگوید : دل بیار ای منحنی
سر چارق را بیان کن، ای ایاز
از دفتر ششم مثنوی
یک شبی بر کوی بی خوابان گذر
بهر گوشی می زنی دف؟ گوش کو؟
صورت و معنی به کلی او ربود
فهرست الفبایی واژه ها و نامها