* دفتر اول- پادشاه و کنیزک
- مرد بقال و طوطی
- پادشاه یهودیان که مسیحیان را می کشت
- پادشاه دیگر یهودی که او نیز مسیحیان را می کشت
- نخجیران
- مردی که از برابر عزرائیل به هندوستان گریخت
- کشتی رانی مگش
- هدهد و سلیمان
- رسول قیصر روم که به دیدار عمر رفت
- بازرگان و طوطی
- پیر جنگی
- اعرابی و عتاب زن او به سبب فقر و درویشی
- عایشه و باران بهاری
- نحوی و کشتی بان
- شتر صالح پیامبر و قوم ظالم او
- کبودی زدن مرد قزوینی
- به شکار رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر
- آمدن میهمان نزد یوسف و هدیه خواستن از مهمان
- مرد کری که به دیدن همسایه بیمار رفت
- مری کردن چینیان و رومیان
- سوال پیامبر از زید که امروز را چه گونه آغاز کردی
- متهم کردن لقمان که او میوه های تازه را خورده است
- عاشقی که خود را نیست انگاشت
- آب دهان انداختن مرد جنگجو به صورت حضرت علی
* دفتر دوم
- مردی که در عهد عمر خیال را هلال ماه دانست
- مارگیری که ما از مارگیر دیگر دزدید
- التماس کردن همراه عیسی که استخوان ها را زنده کند
- صوفی که به خادم سفارش کرد تا چهارپا را تیمار کند
- باز پادشاه در خانه گنده پیر
- حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت بستانکاران به الهام حق
- مرد روستایی که در تاریکی شیر را به گمان گاو می خارید
- فروختن صوفیان چهارپای مسافر را برای خرج سماع
- گرداندن مردم مفلس به دور شهر
- ملامت کردن مردی که مادرش را به خاطر تهمت کشته بود
- امتحان پادشاه آن دو غلام را که نو خریده بود
- کلوخ انداختن تشنه در آب
- فرمان والی به آن مرد که بوته ی خار را بکن
- آمدن دوستان به بیمارستان برای ملاقات ذوالنون
- ارباب لقمان زیرکی او را می آزماید
- موسی و شبان
- امیری مردی را می رنجاند که ماری به دهان او رفته بود
- دوستی خاله خرسه
- گدایی که دو کوری داشت
- عیادت پیامبر از صحابی بیمار
- باغبان و صوفی و علوی و فقیه در باغ او
- گرد من طواف کن که کعبه منم
- آن دلقک که فاحشه ای را نکاح کرد
- عاقلی که خود را دیوانه نشان می داد
- حمله سگ به گدای کور
- مست و محتسب
- ابلیس معاویه را بیدار می کند
- مردی که دزد را در خانه دید و خواست او را بگیرد
- ساختن مسجد ضرار
- چهار هندی نمازگرا
- ترکان غز که یکی را می کشتند تا دیگری عبرت گیرد
- شکایت پیر از درد و بیماری نزد پزشک
- جوحی و کودکی در پیش جنازه پدر
- ترسیدن کودک از مرد تنومند
- ترسیدن تیرانداز از سواری که در بیشه دید
- اعرابی و جوال پر از ریگ
- کرامات ابراهیم ادهم بر لب دریا
- طعنه زدن به شیخ و جواب مرید او
- ادعای مرد در نزد شعیب که خدا مرا به خاطر گناه نمی گیرد
- سوال عایشه از پیامبر که چرا همه جا نماز می خوانی
- موشی که افسار شتر را می کشید
- کرامات شیخ متهم در کشتی
- سرزنش آن صوفی که پیش شیخ پرگویی می کرد
- سجده یحیی به مسیح وقتی هر دو در شکم مادر بودند
- درخت بی مرگی
- چهار نفر که انگور می خواستند و بر سر آن می جنگیدند
- جوجه مرغابی که مرغ خانگی پرورشش داده بود
- حیرت حاجیان از کرامات شیخ بادیه نشین
* دفتر سوم
- خورندگان بچه فیل
- فریفتن مرد روستایی شهری را و دعوت او به ده
- افتادن شغال در خم رنگ
- فرعون خواب می بیند که موسی به دنیا می آید
- فیل در خانه تاریک
- نوح و فرزندش
- موی جوگندمی
- صدای سیلی
- نامه خواندن عاشق نزد معشوق
- مردی که در عهد داود روزی حلال بی رنج می خواست
- کودکان و استاد مکتب خانه
- زاهد خلوت نشین که میوه از درخت نمی چید
- آن زرگر که عاقبت کار را می دید
- کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او
- شکایت قاطر نزد شتر
- گریه نکردن شیخ بر مرگ فرزندان
- قرآن خواندن نابینا
- صبر کردن لقمان وقتی حلقه سازی داود را دید
- گفت و گوی بهلول و درویش
- دقوقی و کرامات او
- گریختن عیسی به کوه از دست احمق
- اهل سبا و حماقت ایشان در برابر پند انبیا
- کور دوربین، کر تیزشنو و برهنه دراز دامن
- خرگوش رسول ماه
- دزدی که می گفت در نیمه شب طبل می ند
- شوق موسی برای ملاقات خضر
- نذر سگان در زمستان که در تابستان خانه می سازیم
- عشق صوفی به سفره تهی
- امیر و غلام نمازباره
- نسوختن دستمال در تنور
- یاری پیامبر به کاروانی که در تشنگی مانده بود
- آمدن زن کافر با طفل شیرخواره به نزد پیامبر
- ربودن عقاب کفش پیامبر را
- درخواست مردی از موسی که زبان حیوانات را به او بیاموزد
- زنی که فرزندانش نمی زیست
- جنگ کردن حمزه بی زره در پیری
- حیله در دفع ضرر به هنگام معامله
- وفات بلال
- وکیل صدر جهان و گریختن او
- پیدا شدن روح القدس به صورت آدمی به مریم
- سوال معشوق از عاشق که کدام شهر خوش است
- مسجد مهمان کش
- شیطان قریش را به جنگ با پیامبر برمی انگیزد
- کودک طبال و شتر لشکری
- بی قراری نخود در دیگ
- دیدار پیامبر با دسته اسیران
- شکایت پشه از باد
- عاشق دراز هجران و بسیاری امتحان
- دزدی که خشمش او را گرفتار خشم کرد
* دفتر چهارم
- در جهان چه چیز سخت تر است
- خلوت کردن زن صوفی و مرد کفشگر
- مرد دباغ در بازار عطرفروشان
- اگر به خدا اطمینان داری، خود را از بام بینداز
- عزم داود برای ساختن مسجد الاقصی
- خطابه عثمان در روز اول خلافت
- هدیه فرستادن بلقیس نزد سلیمان
- کرامات شیخ عبدالله مغربی
- مرد گل خوار و سنگ ترازوی عطار
- درویش خلوت نشین و مرد هیزم کش
- هجرت ابراهیم ادهم از خراسان و ترک پادشاهی
- مردی که از بالای دخرت گردو به آب می انداخت
- یاری خواستن حلیمه از بت ها
- شاعر و دو وزیر ابوالحسن نام
- گورکنی کلاغ و آموختن قابیل از او
- سر به زانو گذاشتن صوفی در باغ
- جواب ابلهان خاموشی است
- عمامه ی بزرگ فقیه و دزد نامراد
- شاعر مداح که به دروغ خلیفه را می ستود
- مژده تولد ابوالحسن خرقانی از زبان بایزید بسطامی
- کج وزیدن باد به سلیمان
- مشورت با عاقل
- امیر شدن جوان هذیلی و اعتراض پیران
- آبگیر و سه ماهی
- شور بایزید و گفتن مااعظم شأنی
- مردی که در مستراح دعای راحتی می خواند
- پندهای مرغ گرفتار به صیاد
- گفت و گوی موسی و فرعون
- زنی که طفل او بر ناودان بود
- نزاع امیران عرب با پیامبر و پیشنهاد تقسیم امیری
- خشم بر شفیع که چرا شفاعت مرا کردی
- جدال دهری و سنی
- پادشاه زاده و کمپیر کابلی
- زاهدی که در قحطی شاد بود
- عزیر که جوان تر از فرزندانش بود
- شکایت قاطر نزد شتر 2
- سبطی و قبطی
- زن و خیال بندی درخت گلابی
- رفتن ذوالقرنین به کوه قاف
- گفت و گوی مورچگان بر صفحه کاغذ
- درخواست پیامبر از جبرئیل که صورت اصلی خود را بنمایاند
* دفتر پنجم
- مهمان پرخور در خانه پیامبر
- سگ گرسنه و انبان پرنان
- دشمن طاووس آمد پر او
- آهو در طویله خران
- ابوبکر سبزواری
- شخصی که ادعای پیغمبری کرد
- عاشقی که خدمت های خود را برای عاشق می شمرد
- گریه در نماز
- از این گریه تا آن گریه
- خاتون و کدو
- آواز توله سگ ها در شکم مادر
- اهل ضروان و حسادت ایشان
- خلقت آدم و خودداری زمین از دادن خاک
- زاری قوم یونس و بلای آسمانی
- ایاز و چارق و پوستین کهنه
- اتحاد عاشق و معشوق
- سوال معشوق از عاشق که مرا دوست تر داری یا خود را
- زن حسود زاهد و کنیزک زیبا
- توبه نصوح
- روباه و خر در بارگاه شیر
- خر هیزم فروش و اسب های تازی
- زاهدی که در بیابان توکل را امتحان کرد
- لوطی و مخنث
- بازار خرگیری
- کرامات شیخ محمد سررزی
- مرید ترسان از گرسنگی
- گاو جزیره ی سبز
- با چراغ گرد شهر
- دعوت مسلمان از مغ که اسلام را بپذیرد
- باغ خدا، دست خدا، چوب خدا
- غلام پروردن از عمید خراسان بیاموز
- عشق او گوش شما را نمی کشد
- بر دست زد، وای اگر به دل بزند
- طاقت این ایمان را ندارم
- موذن زشت آواز و مرد کافر
- اگر این گربه است، پس گوشت کو
- امیر و زاهد پارسا
- ضیا، دلق و تاج الاسلام بلخ
- دلقک سیدشاه ترمذ را مات کرد
- مهمان و زن صاحب خانه در شب بارانی
- وصیت پدر به دختر که حامله نشو
- صوفی در جهاد اصغر
- میان کوشش و کشش
- یک باره رها کن همه چیز را
- شوق خلیفه مصر به تصویر کنیز شاه موصل
- نظر کنم به سلطان یا به گوهر
* دفتر ششم
- جانب شهر خوش است یا روستا
- عاشق شدن غلام هندی به دختر ارباب
- صاحب خانه و دزد زیرک
- حسادت امیران به ایاز
- صیاد فتنه گر و مرغ ساده لوح
- دزد قوچ و مرد ساده اندیش
- پاسبان نادان و دزدان کالا تاجران
- عاشقی که در وعده خوابید و معشوق گردو در دست او گذاشت
- امیر مخمور و مطرب
- مرد نابینا در خانه پیامبر و گریختن عایشه
- شاعر غریب در عاشورای حلب
- سحوری زدن در نیمه شب
- احد احد گفتن بلال
- هلال در اصطبل ستوران
- آن عجوزه که خود را می آراست
- درویش و بزرگ مرد گیلانی
- رنجوری که امید درمان در او نبود
- گدا وخانه ای که در آن چیزی یافت نمی شد
- سلطان محمود و غلام هندو
- ترک و خیاط تردست
- مردی میان جرگه ی زنان
- یا فقر یا طلاق
- گنج نامه ای رو به قبله
- مرید شیخ خرقانی
- سه مسافر مسلمان و یهودی و مسیحی
- شتر، گاو و قوچ
- دلقک و سید اجل ترمذ
- موش، قورباغه و زاغ
- شب دزدان و سلطان محمود
- گاو بحری و گوهر شب چراغ
- عبد الغوث و پریان رباینده او
- مرد مقروض و محتسب تبریز
- جعفر طیار و حاکم قلعه
- عمر کاشانی و مرد نانوا
- خوارزم شاه و اسب شگفت
- دژ هوش ربا
- صدر جهان بخارا و فقیه
- امرد و کوسه
- پادشاه و فقیه
- گریختن امر، القیس از خانه و فرزند
- مردی در خواب دید که در مصر گنج می یابد
- مفتون شدن قاضی به زن جوحی