|
|
|
| |
| |
دارند در می زنند
قيمت فروش : 17,000ريال
مشاهده فهرست مطالب این کتاب
*دارند در می زنند*آره یا نه *یک قدم با عزازیل *اصم *اوریا *پای جلجتا *زیبایی محض *موریا *خواب اقاقی
شب که رفته بود خانه ، پری را ندیده بود .چراغ ها روشن بودند و در اتاق ها باز.دیوانه شده بود و زود زنگ زده بود خانه مادری اش .زن باباش گفته بود که از صبح که یک بار زنگ زده و با پری حرف زده بود دیگر خبری ازش ندارد.تلفن را قطع کرده بود و زنگ زده بود به عادل . «تو خبر داری که کجاست مگه نه ؟» عادل داد زده بود:«کارد به حلقومت بکنند که همین سزات است به علی، آخه عروست را سراغ از من می گیری بی مروت ؟»
| تعداد صفحه: 136 |
|
نوبت چاپ: 1 |
|
|
|
|
| | |
| |
|
|