|
|
|
| |
| |
حسد
قيمت فروش : 45,000ريال
بر زندگی عین القضاه
بخشی از مطالب کتاب: قاضی: من هرگز شما را نشناخته ام. اما آنچه به خوبی دریافته ام این است که شما بدون صدارت و طعم های بسیار مرکب آن، زندگی حرامتان می شود... در صدارت، اول مقام خود را می خواهید و هر چه ماند به هر قیمت، به سود خود صندوق ببرید. کوتاه کنم، حرف های ما چون می دانم از چه فعلی است ، مثل روز و شب به دنبال همند. منتظر هم نخواهند ماند که هستی بریزد و آخر زمان شود ... از من چه می خواهید؟ در گزینی محکم و به سرعت می گوید: در گزینی: فقط دست از سر گوهر خاتون بردارید. و قاضی به سرعت و محکم می گوید: قاضی: شما بهتر می دانید و گوهر خاتون. من دست بر این جهان و کسی در این جهان ندارم... که بردارم. عشق من به خدای جان و جهانم آن قدر به وسعت است که سایه ای از لطف بی کرانش بر برکه کوچک، می تواند هستی از من بردارد و چه خوش از من پرنده ای کوچک بسازد که باز هم لانه ای مهر او باشد و جانش لبی تشنه از برکه... که اگر منقاری بر آن زنم... جانم به سر است و بال و نگاه و ... از همه آن بردارم من تعبیر رویا نمی گویم. من برای پیشکیش به عشق، حتی نفسی متظاهر به شما ندارم. در معمای خودم چهار پایی لنگ لنگانم، چه رسد سر بر علم مطلق خداوند کنم به بهانه دانش و به عزم خرد.
| تعداد صفحه: 256 |
|
نوبت چاپ: 1 |
|
|
|
|
| | |
| |
|
|