|
|
|
| |
| |
این داستان را نخوانید
قيمت فروش : 9,000ريال
مشاهده فهرست مطالب این کتاب
این داستان را نخوانید پیله هزار و سیصد و چهل و سومین دوست پدر بزرگ پدر من بی چشم و گوش هر جا عشق بارید از ماست رسا، نه پرند بیچاره دیوژن فضایی چهل و دو ، پنجاه و هفت آخرین دف مردی که هرچه صدا بودبا خود برداشت و برد شلغم خوران اسمع ، افهم
دیگر درخت ها نمی دوند . زمین و دایره های زرد هم . « خسته م کردین ، برین گورتونو گم کنین» راحتم نمی گذارند . « برین ! برین واسه خودتون دل بسوزونین.» آواز بیل و کلنگ . اسمع، افهم . زمینی که می دود . درختانی که می دوند . دایره هایی زرد ، دو تا ، چهار تا که می دوند . – آقا بدم خدمتتون ، می کشین؟ می گم : « قربونت کشیدم.» راضیه گفت : « بکش ، تا جونت در آد.» موهاشو کشیدم .
| تعداد صفحه: 72 |
|
نوبت چاپ: 2 |
|
|
|
|
| | |
| |
|
|